
ما فوضولی کردیم ...اومدیم یه تغییر ..تحولی تو وب بدیم که کار توزرد از آب در اومد.

![]()
![]()
![]()
به دلیل شروع کلاس هایم شاید نتوانم دیگر وبلاگ را آپدیت کنم پس تا بعد ....

بعد از یه یک ماهی که داشتیم یه نفس راحت پس از اون همه امتحان بیخودی میکشیدیم دوباره روز از نو و روزی از نو بلاخره این دانشگاه کار خودشو شروع کرده و مشغول ثبت نام ابنترنتی و اونترنتیه ورودی های مختلفه .اما از روز های آغازی که تو آخرین هفته ی تابستون شروع شده براتون بگم انگار که اول مهر بود" تا پامونو تو اتوبوس دانشگاه گذاشتیم طبق معمول دختر خانم های بیکار و علاف که 50% از اون ها به خاطر پسر بازی و بلوتوث بازی و پک وپز و این حرفا اومده بودن کار خودشون و با گذاشتن آهنگ و بلند کردن صدای آن برای جلب توجه شروع کردن و 40% از اونا که برای تعریف کردن خاطرات چرخ زنی تو خیابون های "میر و نظر و توحید"اومده بودند باز هم برای جلب نظر آقایان زود باور بلند بلند صحبت میکردند .و جا داره که بگم 10% از اونا هم به دلیل ترس از استاد و خرخونی سر جاشون اومده بودند .
ما هم که یه سری دانشجوی آن تایم و کره مال داشتیم از ترس بر گذار شدن کلاسا درد مجبوری اومدیم.خلاصه بعد از این همه مقلته که کردم برم سراغ اصل ماجرا:
ماجرا از اینقرار بود که بعد از خلاصی از کلاس راهی خونه شدیم و بین راه یه سری از رفقا رو دیدیم که علاوه بر انکه کلاس نداشته بودند همین جوری اومده بودند دانشگاه ولی بعد فهمیدیم همین جوریام نیومدند .بیچاره ها مشغول طراحی و چاپ یه آگهی نامه که چه عرض کنم ...مشغول چاپ یه معرفی نامه از رشته ی پر برکت و پر نوع """علوم دامی """ هستند.ما هم حس فوضولی خودمون و به کار انداختیم و از ساعت 10 که مرخص شده بودیم تا ساعت 3.30 دنبال اونا راه افتادیم و قدم به قدم کاراشونو مناظره میکردیم..پر حرفی نباشه دیدیم که تو این معرفی نامه همه چیز دیده میشه :از تصویر استاد گران قدر آقای دکتر قیصری و طقیانی تا چهره کدر و تیره دانشجوی برتر علوم دامی در مرحلهی کارشناسی ارشد.و همچنین سخنانی چند از مدیر گروه علوم دامی جناب دکتر طباطبایی.
به چشمم چند تا چیز عجیب خورد :
اولیش چند تا سر تیتری بود از گفته های این دانشجوی ارشد که نوشته شده بود
اهداف علوم دامی:
گرایش های دام
و
و
و
.
.
دومیش یه سخن تا به حال نشنیده و مسخره آمیز که با حروف درشت پایان این معرفی نامه بود:
"اگر برای کسب مدرک آمده اید انتخاب درستی نکرده اید""
آخه یکی بگه تا حالا شما آمار تو این دانشگاه گرفته اید که بفهمید چند هزاز تا آدم اینجا مشغول تحصیل هستند که برای تنها گرفتن مدرک اومدند.
برای مثال خودم یکی از این آدما .حالا شما منظورتون اینه که تو این رشته به راحتی مدرک نمیدیند.
مثال دوم که براتون بزنم از این حرف دکتر طباطبایی خنده دار تره:
پسر عمویه خودم الان 4 ساله که از این دانشگاه فارق شده و مدرک به اصطلاح مهندسیشم گرفته ...بماند که همین مهندسی کشاورزی ام جُکی شده برا خودش.....ولی این پسر عمویه ما 4 ساله که بعد از اون ماجرا سر کار ه رشتهی فارق شده ازش نرفته که هیچ داره ویولون درس میده اونم نه فقط تو اصفهان.من قصد پک و پز ندارم .میخوام به شما که نه چون خودتون آگاهید بلکه به این آقایون ثابت کنم که اون افرادی ام که انتخاب درستی نکردند" به قول شما".. به یه نحوی این مدرک آشغالیه این دانشگاه رو که به درد ازدواج ...چشم و همچشمی وغیره میخوره رو گرفتند.
حالا تازه کجا شو دیدین. این رفقای ما داشتد برا این ُامّت پول پرست که به نفع خودشونم تموم میشد معرفی نامه می نوشتند. تا مثل سال های قبل که دانشجوهای جدیدالورود تا فهمیدند تو این رشته از اول تا آخر با گاو و گوسفند دو کثافت سر کار دارند رفتند به رشته ی فضای سبز پیش نیاد.ولی این خانوما نیدونستند که رشتهی فضای سبز که از اسمشم پیداست آشغالی ترین رشته تو دانشگاه خوراسگونه .اون وقت این آقایان به ظاهر""" دُکـــــــــــــــتــُـــــــّـــــــــــــــر """"
به خاطر پرداخت هزینه ی 90 تا برگه که شاید 3 هزار تومنم نشه این 3 تا رو به بهونه ی یه امضاء بین خودشون پاسکاری میکردند...باور کنید که این سه نفر برا یه امضاء 30 -40 دفعه از 50 تا پله بالا پایین رفتند.ولی فکر نکنید که پولی به این سه تا میدند یا چیز دیگه.قصد این سه نفر شناخت بیشتر این رشته به داوطلبان است تا به آنها لقب های :علوم گاوی "علوم پی....."و گاوچرون و چوپون ندند. حق ام دارند وقتی بیشترین درس ها و مشکلترین رشته رو دارند. که اگه یکی از این افرادی که به اینا این جور القاب رو میده بتونه 2 واحد از اون درس ها رو پاس کنه حالیش میشه علوم دامی در سطح خود دام پزشکیه با این تفاوت که ما درمان نمیکنیم.
اینو نگفتم :
دو تا پسر اومدن پیش ما و گفتند که ما رفیقمون علوم دامی قبول شده ولی 3-4 تا درس هنز از پیش دانشگاهیش داره حالا میتونیم براش یه کار بکنیم ما هم با اینکه میدونستیم نمیتونند براش کاری بکنند فرستادیمشون پشی آقای ارژنگ "مسئول ساختمان آموزش علوم دامی"
کلی پایه خنده بود این حرف چون ما که بلاخره نفر ۱۷ علوم دامی بودیم چه گلی به سر خودمون زدیم مای به حاله این بابا.
ولی به گمونم خودشونم خوراسگونی بودند و میدونستند که خوراسگونی جماعت از این دانشگاه دست خالی نمیره بیرون.
به امید دیدار تا روز های بعد که آقایان باز هم پا رو دم من گذاشتند.

همچنین با تشکر از :
آقای مهدی هاشمی
آقای محمد جواد باقری
آقای رضا نجاتی با اون وبلاگ همیشه به روزش
و
با اینکه یه کم بی ادب بودید ولی جا دارد که از آقای شکوری صفت هم تشکر کنیم
ودر آخر ممنونم از دست نوشته های استاد مهدی یزدانی با اون برادر نابقه اش.![]()

یه بار رفتم یه تیوپ چسب حرارتی بخرم سر یه چهارراه رسیدم دیدم دو تا فروشنده هستش خلاصه شانسی رفتم سراغ یکیشون و چند تا خریدم اومدم خونه دیدم اندازش رو اشتباه گرفتم. رفتم وپسش دادم از شانس ما اون سایزو تموم کرده بود
بعد رفتم سراغ اون یکی فروشنده معلوم شد که اشتباه نگرفته بودم دوباره چندتا خریدم باور تون نمیشه دفعه اول که خریده بودم خیلی ارزونتر داده بود.به قول آقای شکوری صفت لچ شدم
از اینجا نتیجه میشه گرفت که از این طرف چهارراه تا اون طرف چهارراه هم فرجه!
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
پارک کردن ماشین
یه بار تو خیابونه صالقانی اصفهان که همتون میدونید خیلی تنگه یه ماشین داشت پارک میکرد و یه عابر پیاده هم خودشو اوستا کرد و همین جور میگفت :"راستش کن "راستش کن"بیا"بیا"
خلاصه یکی از اون اصفهانی های باحال داش مشتی بعد از پارک کردن ماشینه بهش گفت :"دفعه بعد تو آینت نگاه کن تا مردم برات راست نکنن"
البته کمی بی ادبیه ولی جای گفتن داشت
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
کمیته ی انظباتی
یه بار دم در ورودی دانشگاه حراست به چند تا دختر به دلیل بدحجابی گیر داد منم اومدم که دختر ها رو ضایع کنم به دوستاشون گفتم :"شما هم از فردا اینجوری نیایید تا مثله اینا ورود ممنوع نشید"
آقا چشمتون روز بد نبینه یکی از اون دخترا داد و بیداد کرد که این آقا به من حرف زشت زد و به من گفت یه کاری نکن تا دسته تو تو "کمیته انظباتی" بند نکردم.
منم که چندتا آشنا تو کمیته داشتم حول شدم و گفتم:"من خودم یه پا کمیته انطباظاتی ام "
آقا اینا هم تا فهمیدن من این کلمه رو گفتم حسابی از خنده روده بر شدند.
حالا شما خودتون و بذارید جا من اگه از ساعت 8 صبح اینجوری ضایع بشید تا ساعت 3 و 4 بعد از ظهر چه حالی پیدا میکنید.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
مهمونه سر زده
یه بار داشتم با ریشتراش صورتمو اصلاح میکردم که یک دفعه برق رفت و ما موندیم و یه اصلاح نیمه کاره اومدیم به صورت مُنوآل
(manual)
به کار ادامه بدیم که یکی از رفقای شوخ طبع ما داشت در خونه رو از جا میکند
من هم یه دستمال دور سرم به بهونه ی سردرد پیچیدم و در خونه رو باز کردم.
که اگه این بابا من و اون جوری میدید میشدم تا یک سال سوژه خنده .
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
حمام بدون آب
یه بار ما اراده کردیم بریم حمام خدا اون روز و برا هیچ بنده ای نخواد بعد از بیست دقیقه آب قطع شد و من موندم و حمام بدون آب .
خلاصه من هم که آدم با حوصله ای هستم صبر کردم تا بلاخره آب بیاد شاید باورتون نشه از ساعت 10 تا 3 بعد از ظهر تو حمام این پا اون پا کردم و یه چرتی ام زدم از خواب بیدار شدم دیدم همه دارن دنبال من می گردن من هم که یه کم وسواس دارم بهشون گفتم تا آب نیاد من از اینجا بیرون نمی یام با بامم عصبانی شد و گفت لباساتو ببوش و بیا بیرون به خدا اگه 10 سال هم پشت کنکور می موندم بهتر از اون روز بود
حالا نگو انشعاب اصلی آب اصفهان ترکیده بود و آب هم ساعت 11 شب اومد.یکی نبود به من بگه آخه این عقله تو کله ی من .
مدتی بعد ضبط چهار قطعه دیگر را نیز در برنامه کار خود قرار داد که متاسفانه به علت عدم استطاعت مالی،پروژه متوقف گردید تا این که با افتتاح دسته چک و گرفتن یک کارت اعتباری با اعتبار پنج هزار دولار دوباره کار به جریان افتاد و این اعتبار برای اتمام اولین آلبوم وی«Not of this earth» کفایت نمود.

جو ستریانی Joe Satriani در پانزده جولای 1956 در Westbury وست بری نیویورک متولد شد. در سن چهارده سالگی (1970) پس از مرگJimi Hendrix ، گیتاریست افسانه ای راک و آشنا شدن با موسیقی او، به راک و نوازندگی گیتار (همانند اینگوی مالمستین Yngwie Malmsteen) علاقه مند شد...



آیا تا به حال فکر کرده اید که چرا برخی افراد با اینکه از امراض دود سیگار مطلع هستند باز هم سیگار میکشند.
و شاید هزاران بار دیده باشید که حتی افراد تحصیل کرده اعم از دکتر گرفته تا مهندس و دانشجویان هم سیگاری هستند.
امروزه مصرف سیگار به حدی پیشرفت کرده است که مردم سیگار کشیدن را اعتیاد حساب نمیکنند دریغ از این که همین چیز کوچک با عث یک عمر بد بختی میشود
اما نمیتوان گفت که هر کس سیگار میکشد اهل هر فسق و فجوری هست.
ولی دلایل سیگار کشیدن چیست ؟
در اینجا به چند مورد از این دلایل با بهره گیری از تجارب +دیده ها و شنیده ها +مصاحبه با دوستان ذکر می کنم.
***در ادامه***



مهدی جون پس کی میخوای یه عکس با گیتارت به ما نشون بدی
خود شناسی
چو خود دانی
همه دانسته باشی
چو دانستی ز
هر بد رسته باشی
خود شناسی پایه اصلی جهان شناسی
است و شناخت واقعی انسان وقتی حاصل می شود که آدمی در جاده خودشناسی گام بگذارد و
در راه پر فراز و نشیب آن پیش برود.
اما خود شناسی به چه مفهومی است؟ آیا به مفهوم شناخت جسمانی خویش است؟ یا به مفهوم شناخت روان خویش است؟ آیا به مفهوم شناخت شخصیت خویش است؟ یا به مفهوم شناخت منش خویش است؟
***برای خواندن بقیه ی متن به ادامه ی مطلب بروید***
***سخنانی در مورد خود شناسی*** *خود را بشناس تا جهان در مقابل تو به سخن آید. / سقراط حکیم
*خود را بشناس تا خدا را بشناسی . / لائوتزو (حکیم چین باستان)
*ای انسان ، تو خود تمام جهانی . / اوپانیشاد(کتاب مقدس هندو)
*** برای خواندن بقیه ی جملات به ادمه مطلب بروید***

اولين بار که تنباکو و توتون وارد ايران شد
در مورد چگونگی ورود تنباکو یا توتون برای اولین بار به ایران، دو روایت نقل
شده است:
بنا بر روایت اول، پرتغالیها اولین کشور اروپایی دریافت کننده و استعمال کننده مواد دخانی بوده اند و در هنگام تسلط بر سواحل جنوبی ایران این گیاه را با خود به ایران آورده اند...
*** برای خواندن کامل متن به ادامه ی مطلب بروید***
مرگ رنگ
رنگي كنار شببي حرف مرده است.
مرغي سياه آمده از راه هاي دور
مي خواند از بلندي بام شب شكست.,...
دريا و مرد
تنها، و روي ساحل،
مردي به راه مي گذرد.
نزديك پاي او
دريا، همه صدا,...
***برای خواندن کامل شعرها به ادامه ی مطلب بروید***

![]() |
خبر گذاری سایت آفتاب حتماْ به ادامه مطلب مراجعه کنید........
منبع:http://www.aftabnews.ir/vdcjtveuqmema.html
- کسب مدال طلا در مسابقات ارتش های جهان کرواسی 1996
- کسب مدال طلا در مسابقات المپیک پکن (۲۰۰۸)
