تبليغاتX
آموزش اطلاعات سرگرمي
بهترین ومفیدترین های روز
cat

سلام دوستان گل این گربه متهم به پسر خاله شدن با آدمیزاد ها شده.اگه دقیقا به این عکس توجه کنید میبینید که یه شباهتی بین من و این گربهه وجود داره.

1-هر دوتاموم خیلی فرزیم

2-هر دوتاموم سیبیل داریم

3-هر دومون باید همیشه از یه چیز بترسیم:من امتحان پایان ترم و اون  سنگ و چوب و دمپایی

شوخی کردم اسم این گربه خپل کودن است.چون از بس خوده و خوابیده نمیتونه از دیوار بپره پایین.

نزدیک چند هفته ای میشه که اونو به عنوان یه عضو محلی تلقی میکنیم.

این دوستم عادله که علامت معروف همیشگیش رو به کودن نشون داده.ولی من سانسورش کردم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 0:42  توسط بی هویت | 
تا حالا حس خود کشی بهتون دست داده.

اگه بهتون دست داد شما دستشو با آغوش گرم بفشارید که دوست خوبی بهتر از مرگ پیدا نمیشه.

اینجانب خیلی دوست دارم که خودمو بکشم که یه ملت از دستم راحت بشند ولی خوب این کار خیلی جرات میخواد و بنده هم تا کنون وسیله ای که بتونم بدون درد و زجر خودمو بکشم پیدا نکردم.ولی در ژاپن هر کی دلش مثل من خودکشی بخواد به پلیس میگه و اونام با گرفتن چندین امضا و رضایت نامه یه سرم پتاسیم (این سرم اوره ی بدن رو بالا میبره و منجر به مختل شدن تمامی اعضا میشه) بهش تزریق میکنن.ما هم منتظر این سرم هستیم ولی نمیدونیم به کجا باید در خواستشو بدیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 20:1  توسط بی هویت | 
او به ما آرامش می دهد نه فقط برای راحتی خودمان بلکه برای آنکه بتوانیم به دگران نیز آرامش دهیم.
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 17:27  توسط بی هویت | 
اگر رنج هر کس بر پیشانی اش خوانده می شد فکر می کنید با چند نفر از آنهایی که هم اکنون محکومشان می کنیم همدردی می کردیم؟
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 17:24  توسط بی هویت | 
هر کس در مقطعی از زندگی بر جاده تنهایی گام بر می دارد تنها شما هستید که می توانید تصمیم بگیرید این میر به کدام مقصد منتهی شود؟

اندوه و انزوا یا رشدی سازنده.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 17:21  توسط بی هویت | 
وقتی که احساس افسردگی می کنید این توفان های زندگی نیستند که به شخصیت ما شکل می دهند و ایمان مان را تقویت می کنند بلکه این واکنش هایی است که به آنها نشان می دهیم.
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 9:25  توسط بی هویت | 
ایمان همان داشتن شجاعت است.شجاعت برای انسانی کامل شدن.قدرت برای رشد و پرورش انسانیت.پس ما می توانیم ایمان داشته باشیم.زیرا ایمان به این معناست که بپذیریم کاستی های زندگی به دست ذات مقدس الهی از میان می رود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 21:43  توسط بی هویت | 
ای روح من!چرا افسرده ای؟

چرا این چنین پریشانم کرده ای؟

امیدت به او باشد.حتی در این حال هم او را ستایش خواهم کرد که او ناجی و خدایم است.

 

 

(((((((((((نوشته شده توسط یک روح پاک و معصوم)))))))))))))

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 13:43  توسط بی هویت | 
تنها یک روز در سراسر حیات کافی ست؛
نگاه از گذشته برگیر و بر آن غبطه مخور،چرا که از دست رفته است.
در غم آینده نیز مباش،چرا که هنوز فرار نرسیده است.
زندگی را در همین لحظه بگذران،
و آن را چنان زیبا بیافرین که ارزش بیاد ماندن را داشته باشد.
(آیدا اسکات تایلور)

 

(((((((((((نوشته شده توسط یک روح پاک و معصوم)))))))))))))

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 10:39  توسط بی هویت | 
در زمانهای قديم وقتی هنوز راه بشر به زمين باز نشده بود فضيلتها و تباهی ها دور هم جمع شده بودند.

ذکاوت گفت :بياييد بازی کنيمٍ ،مثل قايم باشک!

ديوانگی فرياد زد:آره قبوله ، من چشم ميزارم!

چون کسی نمی خواست دنبال ديوانگی بگردد همه قبول کردند.

ديوانگی چشم هايش رابست و شروع به شمردن کرد:يک..... دو.....سه!

همه به دنبال جايی بودند تا قايم بشوند.

نظافت خودش را به شاخ ماه آويزان کرد.

خيانت داخل انبوهی از زباله ها مخفی کرد.

اصالت به ميان ابرها رفت و

هوس به مرکززمين به راه افتاد

دروغ که می گفت به اعماق کوير خواهد رفت ، به اعماق دريا رفت!

طعم داخل يک سيب سرخ قرار گرفت.

حسادت هم رفت داخل يک چاه عميق .

آرام آرام همه قايم شده بودند و

ديوانگی همچنان می شمرد:هفتادوسه،...... هفتادو چهار....!

اما عشق هنوز معطل بود و نمی دانست به کجا برود.

تعجبی هم ندارد قايم کردن عشق خيلی سخت است.

ديوانگی داشت به عدد100 نزديک می شدکه عشق رفت

وسط يک دسته گل رز و آرام نشست.

ديوانگی فرياد زد، دارم ميام، دارم ميام....

همان اول کار تنبلی را ديد. تنبلی اصلا تلاش نکرده بود تا قايم شود!

بعدهم نظافت را يافت و خلاصه نوبت به ديگران رسيد اما از عشق خبری نبود.

ديوانگی ديگر خسته شده بودکه حسادت حسوديش گرفت و آرام در گوش او گفت :عشق در آن سوی گل رز مخفی شده است.

ديوانگی با هيجان زيادی يک شاخه گل از درخت کند و آنرا با قدرت تمام داخل گلهای رز فرو کرد.

صدای ناله ای بلند شد .

عشق از داخل شاخه ها بيرون آمد، دستها يش را جلوی صورتش گرفته بود و از بين انگشتانش خون می ريخت.

شاخه ی درخت چشمان عشق را کور کرده بود.

ديوانگی که خيلی ترسيده بود با شرمندگی گفت:

حالا من چکار کنم؟ چگونه ميتونم جبران کنم؟

عشق جواب داد: مهم نيست دوست من، تو ديگه نميتونی کاری بکنی ، فقط ازت خواهش می کنم از اين به بعد يارمن باش.

همه جا همراهم باش تا راه را گم نکنم.

واز همان روز تا هميشه عشق و ديوانگی همراه يکديگر به احساس تمام آدم های عاشق سرک می کشند.

((((((((((((نوشته شده توسط یک روح پاک و معصوم))))))))))

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 15:0  توسط بی هویت | 

دیروز شیطان را دیدم. در حوالی میدان بساطش را پهن كرده بود؛ فریب می‌فروخت. مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌ هیاهو می‌كردند و هول می‌زدند و بیشتر می‌خواستند.
توی بساطش همه چیز بود: غرور، حرص،‌دروغ و خیانت،‌ جاه‌طلبی و ... هر كس چیزی می‌خرید و در ازایش چیزی می‌داد. بعضی‌ها تكه‌ای از قلبشان را می‌دادند و بعضی‌ پاره‌ای از روحشان را. بعضی‌ها ایمانشان را می‌دادند و بعضی آزادگیشان را.
شیطان می‌خندید و دهانش بوی گند جهنم می‌داد. حالم را به هم می‌زد. دلم می‌خواست همه نفرتم را توی صورتش تف كنم.
انگار ذهنم را خواند. موذیانه خندید و گفت: من كاری با كسی ندارم،‌فقط گوشه‌ای بساطم را پهن كرده‌ام و آرام نجوا می‌كنم. نه قیل و قال می‌كنم و نه كسی را مجبور می‌كنم چیزی از من بخرد. می‌بینی! آدم‌ها خودشان دور من جمع شده‌اند.
جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزدیك‌تر آورد و گفت‌: البته تو با اینها فرق می‌كنی.تو زیركی و مومن. زیركی و ایمان، آدم را نجات می‌دهد. اینها ساده‌اند و گرسنه. به جای هر چیزی فریب می‌خورند.
از شیطان بدم می‌آمد. حرف‌هایش اما شیرین بود. گذاشتم كه حرف بزند و او هی گفت و گفت و گفت.
ساعت‌ها كنار بساطش نشستم تا این كه چشمم به جعبه‌ای عبادت افتاد كه لا به لای چیز‌های دیگر بود. دور از چشم شیطان آن را برداشتم و توی جیبم گذاشتم.
با خودم گفتم: بگذار یك بار هم شده كسی، چیزی از شیطان بدزدد. بگذار یك بار هم او فریب بخورد.
به خانه آمدم و در كوچك جعبه عبادت را باز كردم. توی آن اما جز غرور چیزی نبود. جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توی اتاق ریخت. فریب خورده بودم، فریب. دستم را روی قلبم گذاشتم،‌نبود! فهمیدم كه آن را كنار بساط شیطان جا گذاشته‌ام.
تمام راه را دویدم. تمام راه لعنتش كردم. تمام راه خدا خدا كردم. می‌خواستم یقه نامردش را بگیرم. عبادت دروغی‌اش را توی سرش بكوبم و قلبم را پس بگیرم. به میدان رسیدم، شیطان اما نبود.
آن وقت نشستم و های های گریه كردم. اشك‌هایم كه تمام شد،‌بلند شدم. بلند شدم تا بی‌دلی‌ام را با خود ببرم كه صدایی شنیدم، صدای قلبم را.
و همان‌جا بی‌اختیار به سجده افتادم و زمین را بوسیدم. به شكرانه قلبی كه پیدا شده بود .
همین !!!!!!

((((((((((((نوشته شده توسط یک روح پاک و معصوم))))))))))

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 14:58  توسط بی هویت | 

. پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند . .
پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازت عکسبرداری بشه تا مطمئن بشیم جائی از بدنت آسیب دیدگی یا شکستگی نداشته باشه "
پیرمرد غمگین شد، گفت خیلی عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست .
پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند :
او گفت : همسرم در خانه سالمندان است. هر روز صبح من به آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. امروز به حد کافی دیر شده نمی خواهم تاخیر من بیشتر شود !
یکی از پرستاران به او گفت : خودمان به او خبر می دهیم تا منتظرت نماند .
پیرمرد با اندوه ! گفت : خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد . چیزی را متوجه نخواهد شد ! او حتی مرا هم نمی شناسد !
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟
پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است !

 

((((((((((((نوشته شده توسط یک روح پاک و معصوم))))))))))

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 10:10  توسط بی هویت | 
کوروش چگونه تاب آورم؟  

چگونه؟وقتی که همسایگان,آن عقابهای قحطی زده بر سرزمینمان ایران چنگال میکشند

کوروش میبینی که آن اسبهای وحشی رام نشده چگونه سرزمینمان را گرفته اند؟

دیدی که چگونه ایرانمان را به تاراج بردند و فرهنگ و دینمان را از ما گرفتند ؟

دیدی که چگونه زیرکانه و با سیاست ایرانمان را به سرزمین عربها تبدیل کردند؟

دیدی؟آیا دیدی؟

چه خوب که نیستی تا ببینی بر سر کشورت چه آمده و چه مردمانی بر آن سلطه دارند

اما من آه جان گداز تو را در قلب خود احساس میکنم .

 

((((((((((((نوشته شده توسط یک روح پاک و معصوم))))))))))

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 10:8  توسط بی هویت | 
یه چند تا جک از برو بچ گیر آوردم که بعضیاش خیلی خنده داره بعضیاشم گریه دراره

تو سینما زنبور میره تو شلوار دختره! اگه گفتی کجاشو نیش میزنه؟خب معلومه پشت دست دوست پسرش رو نیش میزنه

ترکه یک کرست پیدا میکنه میگه:الله اکبر قلماسنگ دولول!!؟

******************************************************************

آمریکا:گندم به ایران نمیدهیم!! ترکها:گور پدرشون نون خالی میخوریم

******************************************************************

مگسه جلوی ایینه داشته تیپ میزده بهش میگن خبریه؟میگه:آره سر کوچه ریدن

******************************************************************

ترکه روی پل هوایی ایستاده بود و با خودش میگفت :حالا ما نفهم ما بیشعور!! اینجا اصلا یک قطره اب رد میشه که پل زدن؟

ادامه دارد در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 21:44  توسط بی هویت | 

 آیا داستان های شکوری را دنبال کرده اید تو وبلاگش برای نمونه بیوگرافی اینا رو ببینید بعد این داستانی رو که این زیر نوشتم بخونید تا به کل قضیه پی ببرید؟!!!!!

به ادامه ی مطلب رجوع کنید!!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 3:58  توسط بی هویت | 
بعد از مدتی شکوری دست به یک اقدام جدی زده و یک وبلاگ راه انداخته که ما راخراب کند وبلاگ این گرگ صفت این است www.7070.blogfa.con

از شکوری برایتان بگویم که یک شب گلو درد میگیرد و به کنار بخاری میخوابد ..نگو پدرش برای امری واجب از خواب میپرد و شکورش را نمیبیند ناگهان پای خود را در بین گردن و کله ی قر این موجود میفشارد بعد از مدتی احساس میکند که یک جسم بیخودی زیر پایش است با داد و بیداد به شکور میگوید که چرا اینجا خوابیده و با یک لقت شکور را به کنج خانه پرتاب میکند و شکوری هم در دم خفه میشود وزیر لب میگوید :وای وای عجب ضربه ای باید پدرم را در تیم صنعت نفت افغانستان استخدام کنو تا پنالتی بزند.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 22:24  توسط بی هویت | 
امروز برای خالی نبودن عریضه چند تا بازی خفن موبایل با فرمت jar میذارم:

1-Delta Force Black Hawk Down 128*160

2-Super Mario

3-Bluetooth Worm 3D

۴-Sony Ericsson Game - Bomber Man.jar

+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 13:39  توسط بی هویت | 
این کلیپ صوتی رو بر خلاف میل باطنی من و مهدی که ضد رپ هستیم میذارم خیلی پایه خندس اگه نگیری ضرر کردی

دانلود

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 6:40  توسط بی هویت | 
بیوگرافی گروه System Of a Farm

در سال 2008 دانشجویان علوم دامی85 برای عملیات کشاورزی به مزرعه رفتند.این دانشجویان که به قصد کش کار میکردند و به پا های آنها قفل و زنجیر زده شده بود مجبور به خرد کردن کلوخ های 100 پوندی یا 50  کیلویی بودند.

و هر 5 ساعت به آنها 30 دقیقه اجازه داده می شد که استراحت کنند و زنجیر ها را از پاهایشان باز میکردند.

در این جا بود که 4 تن از  دانشجویان آزادی خواه تصمیم به تشکیل یک گروه موسیقی راک را دادند.به طوری که در عرض همان 30 دقیقه 2 ویدئو کلیپ به نام های زیر  را به بازار عرضه کردند و دیگر جای تو دانشگاه نبود که بلوتوث نشه....

 

 7

 

راک یک

لینک دانلود

کلیپ: rock 1
حجم:2.95MB
پسوورد:ندارد
فرمت فایل:3gp
نرم افزار مورد نیاز مشاهده بر روی

 

کامپیوتر:xilisoftوWin Rar
نرم افزار نام برده در قسمت دانلود نرم افزار همین وبلاگ موجوده

 

80

 

راک  دو

 

لینک دانلود

 

کلیپ:Rock 2

حجم:2.65MB

فرمت فایل:3gp

پسوورد:ندارد

نرم افزار مورد نیاز مشاهده بر روی کامپیوتر:xilisoftوWin Rar
نرم افزار نام برده در قسمت دانلود نرم افزار همین وبلاگ موجوده

 

 

ادامه را ببینید تا روده بر شین..


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 2:38  توسط بی هویت | 
کلیپ های یی از گروه system of a farm یا سیستمی از یک مزرعه

 

rock1

دانلود

 

دانلود راک یک

کلیپ: rock 1
حجم:2.95MB
پسوورد:ندارد
فرمت فایل:3gp
نرم افزار مورد نیاز مشاهده بر روی کامپیوتر:xilisoft
نرم افزار نام برده در قسمت دانلود نرم افزار همین وبلاگ موجوده

 

 

دانلود

دانلود راک دو

کلیپ:Rock 2

حجم:2.65MB

فرمت فایل:3gp

پسوورد:ندارد

نرم افزار مورد نیاز مشاهده بر روی کامپیوتر:xilisoft
نرم افزار نام برده در قسمت دانلود نرم افزار همین وبلاگ موجوده

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 9:32  توسط بی هویت | 
از این ستون تا اون ستون فرجه

یه بار رفتم یه تیوپ چسب حرارتی بخرم سر یه چهارراه رسیدم دیدم دو تا فروشنده هستش خلاصه شانسی رفتم سراغ  یکیشون و چند تا خریدم اومدم خونه دیدم اندازش رو اشتباه گرفتم. رفتم وپسش دادم از شانس ما اون سایزو تموم کرده بود

بعد رفتم سراغ اون یکی فروشنده معلوم شد که اشتباه نگرفته بودم دوباره چندتا خریدم باور تون نمیشه دفعه اول که خریده بودم خیلی ارزونتر داده بود.به قول آقای شکوری صفت لچ شدم

از اینجا نتیجه میشه گرفت که از این طرف چهارراه تا اون طرف چهارراه هم فرجه!

 --------------------------------------------------------------------------------------------------------

پارک کردن ماشین

یه بار تو خیابونه صالقانی اصفهان که همتون میدونید خیلی تنگه یه ماشین داشت پارک میکرد و یه عابر پیاده هم خودشو اوستا کرد و همین جور میگفت :"راستش کن "راستش کن"بیا"بیا"

خلاصه یکی از اون اصفهانی های باحال داش مشتی بعد از پارک کردن ماشینه بهش گفت :"دفعه بعد تو آینت نگاه کن تا مردم برات راست نکنن"

البته کمی بی ادبیه ولی جای گفتن داشت

 --------------------------------------------------------------------------------------------------------

کمیته ی انظباتی

یه بار دم در ورودی دانشگاه حراست به چند تا دختر به دلیل بدحجابی  گیر داد منم اومدم که دختر ها رو ضایع کنم به دوستاشون گفتم :"شما هم از فردا اینجوری نیایید تا مثله اینا ورود ممنوع نشید"

آقا چشمتون روز بد نبینه یکی از اون دخترا داد و بیداد کرد که این آقا به من حرف زشت زد و به من گفت یه کاری نکن تا دسته تو تو "کمیته انظباتی"  بند نکردم.

منم که چندتا آشنا تو کمیته داشتم حول شدم و گفتم:"من خودم یه پا کمیته انطباظاتی ام "

آقا اینا هم تا فهمیدن من این کلمه رو گفتم حسابی از خنده روده بر شدند.

حالا شما خودتون و بذارید جا من اگه از ساعت 8 صبح اینجوری ضایع بشید تا ساعت 3 و 4 بعد از ظهر چه حالی پیدا میکنید.

 --------------------------------------------------------------------------------------------------------

مهمونه سر زده

یه بار داشتم با ریشتراش صورتمو اصلاح میکردم که یک دفعه برق رفت و ما موندیم و یه اصلاح نیمه کاره اومدیم به صورت مُنوآل

(manual) 

به کار ادامه بدیم که یکی از رفقای شوخ طبع ما داشت در خونه رو از جا میکند

من هم یه دستمال دور سرم به بهونه ی سردرد پیچیدم و در خونه رو باز کردم.

که اگه این بابا من و اون جوری میدید میشدم تا یک سال سوژه خنده .

 --------------------------------------------------------------------------------------------------------

حمام بدون آب

یه بار ما اراده کردیم بریم حمام  خدا اون روز و  برا هیچ بنده ای نخواد بعد از بیست دقیقه آب قطع شد و من موندم و حمام بدون آب .

خلاصه من هم که آدم با حوصله ای هستم صبر کردم تا بلاخره آب بیاد شاید باورتون نشه از ساعت 10 تا 3 بعد از ظهر تو حمام  این پا اون پا کردم و یه چرتی ام زدم  از خواب بیدار شدم دیدم همه دارن دنبال من می گردن من هم که یه کم وسواس دارم بهشون گفتم تا آب نیاد من از اینجا بیرون نمی یام  با بامم عصبانی شد و گفت لباساتو ببوش و بیا بیرون به خدا اگه 10 سال هم پشت کنکور می موندم بهتر از اون روز بود

حالا نگو انشعاب اصلی آب اصفهان ترکیده بود و آب هم ساعت 11 شب اومد.یکی نبود به من بگه آخه  این عقله تو کله ی من .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 18:41  توسط بی هویت | 
این 3 تا کلیپ توسط خودم کارگردانی فیلم بر داری ویریش و صدا گذاری شده

با خودم گفتم حالا که داره" دانشگاه ها"......... ببخشید " سالن مد لباس و گوشی موبایل"  باز میشه این دو تا ویدئو کلیپ رو بذارم تا گوشی بدست های عزیز یه چیزی برا خود نمایی و بلوتوث بازی در سال تحصیلی جدید داشته باشند.

توجه کنید که فرمت کلیپ ها ۳gpبوده و برای مشاهده روی کامپیوتر به برنامه ی  Xilisoft نیاز دارید که از قبل در قسمت دانلود نرم افزار وبلاگ قرار دادم.

پسوورد همه ی ویدئو ها:۱۵۶۳۷

کلیپ 1-یک پس گردنی جانانه به بنده است توسط آقا سعید

حجم585kb

 

 

 

 

دانلود

 

 

 

 

کلیپ 2-رقابت کشتی بین آقای پور ایرانی و بیدرام است

 

 

 

 

حجم912kb

 

دانلود

 

کلیپ 3-نمایشنامه ی روزی روزگاری در خوراسگان(برگرفته از سریال روزی روزگاری که سال ها پیش پخش می شد)

حجم1.98mb

 

 

دانلود

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 17:39  توسط بی هویت | 
این شخص به دلیل نوشتن الفاظ رکیک در بخش نظرات به این روز در آمده

ولی ما از گفتن نام این شخص معذوریم...

عکس این شخص را در ادامه ببینید......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 13:20  توسط بی هویت | 

TEST IS OK1

pack1

10-Yard_Fight

Advanced Dungeons & Dragons - Dragon Strike.7z

Adventure Island2

Akuma-kun_-_Makai_no_Wana

Akumajou Special - Boku Dracula-kun.7z

Be-Bop-Highschool_-_Koukousei_Gokuraku_Densetsu

Bloody Warriors - Shan-Go no Gyakushuu2

Chip 'n Dale Rescue Rangers 2

Chip 'n Dale Rescue Rangers1

Cobra Command

Double Dragon2

Double Dragon21

Dragon Warrior IV

Kabuki_-_Quantum_Fighter

Kung_Fu

Kunio Kun no Nekketsu Soccer League

Mortal_Kombat_3_-_Special_56_Peoples3

 

 

 

 

 

pack2

Adventure Island

AdventureIsland

Afterburner

Battletoads Double Dragon

Bomber Man 1

Mortal_Kombat_4

Mortal_Kombat_III_Special

Mortal_Kombat_Trilogy

Mortal_Kombat_V1996_Turbo_30_Peoples

Rambo

Spartan X 2

Street Fighte

Super Contra 75

Top Striker

Tetrastar - The Fighte

 

 

 

 

 

 

pack3

Bomber Man 2

Captain America 6and the Avengers

Cross Fire

Contra2

Double Dragon 2 - The Revenge

Double Dragon 3 - The Sacred Stones

Double Dragon

Ninja Gaiden 2 - The Dark Sword of Chaos

robocop

robocop2-nes7

robovs3

Rush'n Attack

Teenage Mutant Ninja Turtles 3

ninja turtle

TeenMNT1&2

 

 

موقع خرید password به شما داده میشود

قیمت:5000 تومان

برای خرید این سه پک با شماره تلفن: ۰۳۱۱۶۳۰۶۱۷۹   تماس بگیرید.

یا به ایمیل من sina_rockestar@yahoo.com پیغام بگذارید.

یا در قسمت نظرات پیغام بگذارید.8

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

10

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

4

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

11

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

12

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

12

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

24

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

25

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

24

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

45

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

90

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

09

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

08

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

86

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

97

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

87

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

56

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

65

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 44

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

9

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 2:4  توسط بی هویت | 
فروش سی دی جادوگری های واقعی کریس آنجل

قیمت ۴۰۰۰ تومان

تلفن:۰۳۱۱۶۳۰۶۱۷۹

ایمیل:sina_rockestar@yahoo.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 21:9  توسط بی هویت | 

ازدواج...عشق...خر...الاغ...کدوم ؟!
ازدواج
---
آهو خیلی خوشگل بود. یک روز یک پری سراغش اومد و بهش گفت: آهو جون!دوست داری شوهرت چه جور موجودی باشه؟

آهو گفت: یه مرد خونسرد و خشن و زحمتكش
.
پری آرزوی آهو رو برآورده كرد و آهو با یك الاغ ازدواج كرد
.
شش ماه بعد آهو و الاغ برای طلاق سراغ حاكم جنگل رفتند
.
حاكم پرسید: علت طلاق؟

آهو گفت: توافق اخلاقی نداریم, این خیلی خره
.
حاکم پرسید: دیگه چی؟

آهو گفت: شوخی سرش نمیشه, تا براش عشوه میام جفتك می اندازه
.
حاكم پرسید: دیگه چی؟

آهو گفت: آبروم پیش همه رفته, همه میگن شوهرم حماله
.
حاکم پرسید: دیگه چی؟

آهو گفت: مشكل مسکن دارم, خونه ام عین طویله است
.
حاكم پرسید: دیگه چی؟

آهو گفت: اعصابم را خورد كرده, هر چی ازش می پرسم مثل خر بهم نگاه می كنه
.
حاكم پرسید: دیگه چی؟

آهو گفت: تا بهش یه چیز می گم صداش رو بلند می كنه و عرعر می كنه
.
حاکم پرسید: دیگه چی؟

ت: از من خوشش نمی آد, همه اش میگه لاغر مردنی, تو مثل مانكن ها می مونی

حاكم رو به الاغ كرد و گفت: آیا همسرت راست میگه؟

الاغ گفت: آره
.
حاكم گفت: چرا این كارها رو می كنی ؟

الاغ گفت: واسه اینكه من خرم
.
حاكم فكری كرد و گفت: خب خره دیگه چی كارش میشه كرد
.
نتیجه گیری اخلاقی: در انتخاب همسر دقت كنید
.
نتیجه گیری عاشقانه: مواظب باشید وقتی عاشق موجودی می شوید عشق چشم هایتان را كور نكند
!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 12:56  توسط بی هویت | 

دست...دست...حالا همه رقص!!((داستانک))
قایون دست ، خانوما رقص
...

-
بچه ها ساکت باشین، خانم معلم اومد
...
-
برپا
...
-
برجا... بچه ها همه حاضرن؟

-
بعله
...
-
خانم اجازه... فاطی جون غایبن
...
-
چرا؟

-
خانم اجازه، رفتن جشن
...
-
خانم اجازه... حجت جون هم غایبن
...
-
اون دیگه چرا؟
!
-
خانم اجازه، فاطی جون رو بردن جشن
...
-
خب دیگه بسه بچه ها، به درس امروز برسیم... همتون برین روی میزهاتون وایستین... سریعتر...خب... آقایون دست ، خانوما رقص... حالا برعکس
...
پس چرا هیچ کس انجام نمی ده؟
!!
-
خانم اجازه، اگه ما رقص بلد بودیم که نمی یومدیم کلاس رقص
...
-
وای ببخشید بچه ها، من با کلاس بعدی که تافل درس می دم اشتباه کردم... از رو میزا بیاین پایین... خوب گوش کنید
...

درس اول


آقایون دست
...

درس دوم


خانوما انگار سوزن رفته باشه تو پاشون، یه ذرّه عشوه ش رو بیشتر کنن


درس سوم


حالا خانوما دست


درس چهارم


آقایون انگار می خوان با باسنشون در ماشین رو ببندن، یه ذرّه عشوه ش رو بیشتر کنن


-
آقا اسم شما چی بود؟

-
مصطفی
...
-
شما اولین جلسته که می یای کلاس؟

-
بله خانم
...
-
عزیزم برای دفعه بعد حتما اون سیبیلات رو بزن
...
-
برای چی خانم؟

-
آخه با این سیبیلا که نمی تونی عشوه ش رو بیشتر کنی
...
-
خانم عشوه ش با ما، درستش می کنیم
...
-
پس حداقل لباس استرچ دیگه نپوش
...
-
چشم خانم سیبیلامون رو می زنیم
...

دوباره درس چهارم


آقایون انگار می خوان با باسنشون در ماشین رو ببندن، یه ذرّه عشوه ش رو بیشتر کنن


-
خانم اجازه
...
-
بله
...
-
به نظر من مرد نباید برقصه
...
-
پس چرا شما اومدی کلاس رقص؟
!!!!
-
خانم اجازه، اومدم ببینم خانوما چه جوری زیر زمین رقص یاد می گیرن
...
-
خب فهمیدی؟؟

-
نه خانم، آدم با 2- 3 جلسه که چیزی نمی فهمه
...

دوباره درس چهارم

نه...نه...نه
...
درس پنجم


و حالا قرش بده
...
اگر عشوه ش رو یه کم بیشتر کنید کل رقص ایرانی همینه
...

حالا دو به دو با هم وایستین... هر آقا با یه آقا، هر خانم با یه خانم
...

-
خانم زشته، مردم حرف در می یارن
...
-
مردم رو ولش کن، شما دیگه یواش یواش عادت کنید... یه نفری که نمی شه تانگو رقصید
...
-
خانم عمرا ما اینجوری نمی رقصیم
...

عیبی نداره، تانگو رو حذف می کنیم
...

-
خانم اجازه... یعنی تو امتحان هم ازش سؤال نمی یاد؟

-
نه جانم... امتحان در چهارچوب کتابه
...

راستی من کتاب مرجع این درس رو معرفی نکردم
...
همگی یکی یک جلد کتاب دکتر خردادیان بگیرید، از هفته بعد از روی اون درس می دم
...
برای امروز دیگه بسه...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 12:54  توسط بی هویت | 
انسان = خوردن + خوابیدن + کارکردن + لذت بردن
خر = خوردن + خوابیدن
بنابراین :
انسان = خر + کارکردن + لذت بردن
بنابراین :
انسان – لذت بردن = خر + کارکردن
به معنای دیگر :
انسان بدون لذت بردن = خری که کار می کند.
معادله 2
مردها = خوردن + خوابیدن + پول درآوردن
خرها = خوردن + خوابیدن
بنابراین :
مردها = خرها + پول درآوردن
بنابراین :
مردها - پول درآوردن = خرها
به معنای دیگر :
مردهایی که پول درنمی آوردند = خرها
معادله 3
زن ها = خوردن + خوابیدن + پول خرج کردن
خرها = خوردن + خوابیدن
بنابراین :
زن ها = خرها + پول خرج کردن
بنابراین :
زن ها – پول خرج کردن = خرها
بنابراین :
زن هایی که پول خرج نمی کنند = خرها
نتیجه گیری
از معادله 2 و 3
مردهایی که پول درنمی آوردند = زن هایی که پول خرج نمی کنند.
بنابراین، مردهایی که پول درمی آورند نمی گذارند زن ها خر شوند. (فرض 1)
و زن هایی که پول خرج می کنند نمی گذارند که مردها خر شوند. (فرض 2)
بنابراین ما داریم...
مردها + زن ها = خرها + پول درآوردن + خرها + پول خرج کردن
بنابراین، از فرض 1 و 2 نتیجه می گیریم که
مردها + زن ها = 2 خر که باهم به شادی زندگی می کنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 12:53  توسط بی هویت | 

1.مدل جنتلمن( از نوع woman): خدا رو شکر بین این همه مدلای عجیب و غریب یه عده از دخترا (که واقعا معدودن) هم هستن که علاوه بر اینکه مد روز وتحصیل کرده هستن خودشونو گم نکردن و فارق ازسرگرمیهای الکی تو زندگی دنبال پیشرفتن.

2.مدل نازنازی:این مدل کارو زندگیشون با دوستا بیرون رفتن و تلفن و چته و تا 50 سالگی تو اتاقشون عروسک نگه میدارن فعالیتهاشونم شامل
خریدن هر چیز مد روزو به باد دادن پولای باباجون هست.

3.مدل اجتماعی:این عده بیشتر شامل دخترای فمینیستیه که عاشق شرکت تو فعالیتهای اجتماعین ولی وسط همون کارها هم تا یکم کار جدی بشه دادشون در میاد که بابا ما خانومیم این قدر کار سخت بهمون ندین!

4.مدل مرد ذلیل:این مدل که در حال انقراضن عاشق شوهر کردن و بشور بسابن
(به علت کمیاب بودن این مدل نتونستم اطلاعات بیشتری در موردشون پیداکنم)..............................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 12:51  توسط بی هویت | 
 
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ
عناوين مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من اسمم سیناست.به دلیل عدم تعادل روحی روانی من فقط نظرات سازنده بدید .هر چی ام خواستید بگید تا براتون سر آماده کنم.

پيوندهاي روزانه
ما دو تا آبجي
استدیو پوکه (اصفهان)
دانش کامپوتر
وبسایت فرشید اعرابی(خوانده راک متال ایران)
وبلاگ تخصصی گیتار الکتریک
ترفنددونی تخصصی دانش آنلاین
دانش آنلاين آموزش تخصصي برنامه ها
آخرین و جدیدترین اخبار ماهواره
سوال و جواب ترجمه
به این میگن کرم
انجمن تخصصی موبایل
عکس های wallpaper بسیار زیبا
آرشيو پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
آرشيو موضوعي
انسان روح هیپنوتیزم
ف ی ل ت ر ش ک ن
سرگرمی
ماهواره و ریسیور
اطلاعات روز دنیا
عکس های باحال
دانشگاه آزاد خوراسگان
دانلود نرم افزار
دانلود موزیک
موسيقي(راک-متال-جز-بلوز و...)
شعر و ادبیات
برنامه نویسی،هک حرفه ای
فرهنگ و هنر
دانستنیها
عرفان و معارف
معنوی و مذهبی
زن گرایی مطلق
مردگرایی مطلق
لطیفه و طنز
نویسندگان
سینا
مهدی
زهرا
پيوندها
فروشگاه تخصصی گیتار
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM