تبليغاتX
آموزش اطلاعات سرگرمي
سلام

میدونم خیلی وقته که این طرح در دانشگاه به صورت عملی در اومده.ولی چرا حالا من به فکر بررسی و تحلیل اون افتادم قصه ی طولانی داره که من چکیدش رو براتون مینویسم.

امروز داشتند دوربین های دانشکده کشاورزی رو که تعدادشون دیگه از دست خود حراست هم در رفته رو افزایش میدادند.فقط تنها جایی که دوربین نداره فکر کنم گلاب به روتون W.C باشهالبته بعیدم نیست شاید اونجا هم داره و من نمیدونم.ولش کن...بریم سراغ داستان خودمون.

چند روز پیش باد به یکی از برو بچه هامون صحبت میکردیم که رسید بحثمون به دوربین های دانشگاه و اون بنده خدا در دلش باز شد

 حالا اینا رو از زبون خودش بخونید:

سینا قرار بود یه همایش بذارند تو دانشگاه و گروه گروه شدیم که برای تهیه و برگذاری سالن رو آماده کنیم خلاصه 2 تا گروه  5 نفریشدیم و یه خانوم هم جز ما بود خلاصه بعد از چند لحظه یکی از خانوم های اون گروه با دختر گروه ما کل کل کردند و این دختره گریه کرد وقهر کنون رفت بیرون منم رفتم که از دلش در بیارم و در این حین که داشت دستاشو کنار سلف سرویس دانشگاه میشست حراست یخمون رو گرفت که چرا  داری مزاحمت ایجاد میکنی ما هم خلاصه جریان رو توضیح دادیم و خلاص شدیم

اینا رو بخونید از قلم بی جوهر من :

 ولی بگو کی اونو رو دیده بود؟

آقای فرهنگ یکی از کله گنده های حراست اونم کجا؟

تو خونش.خیلی تعجب انگیزه نه!؟

ایشون تو خونشون هم تلوزیونشون وصل به دوربین های مدار بسته و مرتب داره دانشجو ها رو آنالیز میکنه هر از چند گاهی هم به عنوان پیام بازرگانی میذاره رو شبکه های ملی 1.2.3.4.5

بله مسئله ی ارتباط دختر و پسر چیز کمی که نیست.

بابا این دو جنس از یک متر بیشتر نباید فاصلشون تجاوز کنه.چون بینشون جرقه ی دوستی یا تبادل افکارمیخوره.

پس آقایون و خانم های دانشجو مراقب رفتارخودتون باشید

آقا پسرا باید با کت و شلوار بیاند و یقشونو تا ته عمق ببندند و یه کمکی ریش بذارند.اگه یه جای مهر هم توی پیشونیشون بذارند که دیگه عالی میشه

آخه پسرجون چرا سیگار میکشی .مگه نمیدونی این حراست چه زحمتی میکشه تا بخواد از دم درب بیاد تو تریا و مچ شما رو بگیره .این بنده خدا میخواد شما معتاد نشی و سرطان نگیری.

یا شما دوست عزیز چرا با دختر مردم صحبت میکنی.خوب اگه جرات داری با ددیش هم این حرفا رو بزن.اصلاً چرا میای دانشگاه که معصیت کنی.برو مثل یه بچه خوب سربازی و کلاغ پر بازی کن برا عظلات بدنت هم خوبه

خانوما هم که دیگه خودشون حادق هستند چادر + روبنده و یک عدد تسبح دست بگیرند به جای گوشی تا عوض SMS بازی و زیرکی نگاه کردن پسرا یه خورده ذکر بفرستند.

اصلاً چه  کاریه یه نگاه به خودتون بندازید یه نگاه به خانوم حیدری.ببینید این بنده خدا چرا باید از صبح تا شوم رو پاش وایسه و شما دخترا رو امر به معروف کنه .خوب گناه داره بابا این بنده خدا باید بره سر خونه و زندگیش واسه حاج آقا یه چیزی بپزه -پیرژامه های حاج آقا رو بشوره و کنار بچه ها و نوه هاش باشه.

تو رو خدا نکنید با این همچین.

+ نوشته شده در پنجشنبه 26 آذر1388ساعت 15:49به قلم M<S>Z |

بشد دو چندان غمم از مرگ نا بهنگامت *** خوشا تو رفتی که دنیا همچو زندان است

سلام من همیشه بر شما بُوَد ای دوست ***  توان صحبت  ز غم ندارم بدرود بدرود

                    

در گذشت نابهنگام مهندس مجتبی عسگری دانشجوی کارشناسی ارشد علوم دامی را به خانواده ی ایشان و تمام دانشجویان تسلیت عرض میکنم.

ایشون از قبل ناراحتی قلبی داشتند و طی سفری که با جمعی از دوستانشون به تهران رفتند به آنفولانزا مبتلا شدند و در پی این بیماری ناراحتی قلبیشون هم تشدید شد و به رحمت ایزدی پیوستند.

خیلی سخته صبح بیای دانشگاه و ظهر خبر مرگ دوستت رو بشنوی .

هرگز یادم نمیره روز هایی رو که با مجتبی به صحبت مینشستم .حالا فهمیدم بیرحم تر از دنیا خاک هست که وجود رشید این آدم رو تو دل خودش می بلعه.

مجتبی بر اثر تشدید بیماری قلبی جان خود را از دست داد.ولی من میدونم که اون الان چقدر در آرامش .

ایشون دانشجوی ورودی 82 بود ولی از روی مردونگی همیشه ما رو از راهنمایی هاش بی نصیب نمیذاشت.

روحش شاد یادش گرامی

 

+ نوشته شده در سه شنبه 24 آذر1388ساعت 4:52به قلم M<S>Z |

جهان را کسوت تو کرد دربر *** بر آمد بامدادان مهر انور

باید منو ببخشید که دیر متوجه روزگار میشم امروز روز دانشجو بود و دکتر فروغی هم دست از دلش برداشته بود و به ۱۶ نفر از دانشجویان به قید قرعه تخفیف شهریه میداد .دانشجوهای بلهوس دانشگاه خوراسگون هم با شور واشتیاق تمام تا ختم جلسه اونو همراهی کردند.

ما هم ساعت ۱۱:۳۰ امتحان داشتیم که استاد ساعت ۱۲:۲۰ اومد و ما هم بعد از کلی معطلی هر چی خونده بودیم یادمون رفت

البته تا یادم نرفته بگم در برخی از دانشگاه های کشور شلوغ پلوغ شده بود ولی تو دانشگاه ما توی سالن غذا خوری سر غذا شلوغ شده بود.

حالا فهمیدید تفاوت دانشجوهای دانشگاه خوراسگون با بقیه چیه:

۱-فرصت طلب

۲-بی بخار

۳-شکمو/بلهوس

۴-غیر قابل انفجار

۵-تو سری خور

البته همشون نه یه چند تا کار درست هم توشون پیدا میشه.

در آخر:

"روز دانشجو رو به همشون تسلیت عرض میکنم"

+ نوشته شده در سه شنبه 17 آذر1388ساعت 2:1به قلم M<S>Z |

امروز یه اتفاق جالب و دانشگاه افتاد.

درب های ضریح حرم امام حسین رو آوردند تو دانشگامون و یه عده ای شروع کردند به ماچ و بوسه درب ها.آخه پس اونیکه این درها رو ساخته باید مدام ماچ مالیش کنه و جا به جاشو دخیل ببنده.

اصلاْ قصد هیچگونه بیحرمتی به سیدالشهدا را ندارم.ولی بوسیدن و دست و پا شکستن برا یه در چه دردی از آدم دوا میکنه.اصل کاری رو ول کردند و رفتند سراغ فرعیات.

نکته ی مورد توجهی که میخوام براتون بگم عکس العمل جناب آقای جاه طلب(پول پرست)یعنی دکتر ف.. بود که اشک از چشمان تمساحشان سرازیر شد.

آخ آخ آخ آخ..... .  .   .     .

این فکر نکنم درمقابل دانشجویی که ۶۰۰۰ تومن ناقابل رو به حساب نریخته بود و تعلیق شد گریه آور تر باشه.

بله ! دروغ که ندارم براتون بگم یکی از همرشته ای های اینجانب بعد از اینکه انتخاب واحدش رو با هزار جون کندن به اتمام رسونده بود به وسیله ی سیستم شتاب الکترونیکی شهریش رو مثل بقیه پرداخت کرده بود ولی ۶۰۰۰ تومن ته حساب کم اومده بود و ایشون هم که روز آخر پرداخت بوده میره که نقدی پول رو بهشون بده ولی این عالی جنابان با تهمت به اون آقا که میخواستی سر ما رو شیره بمالی اونو یک ترم تعلیق کرده و جفتک به بخت و اقبال ایشان زدند.حالا پیدا کنید پرتقال فروش رو؟

ایشالا دوزخ همین امام حسین جلوتو بگیره که تو ملاء عام اینقدر ریاکاری نکنی.آخه عوام فریبی برای موندن سر این میز ریاست  چه ارزشی داره.از سنت که مثل کلاغ پیر شدی خجالت بکش.

خوب دوستان بنده تقصیری ندارم چون اول این حیوانات پاشونو تو کفش من کردند و اعصابم رو چرکنویس خودشون تلقی کردند.همون طور که با خودم عهد بسته بودم قرار شد آب بخورید تو چشتون بترکونم.

این شعرم شاعر واسه فروغی گفته :

پیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود ***بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا
نام خدا نبردن از آن به که زیر لب *** بهر فریب خلق بگویی خدا خدا

+ نوشته شده در یکشنبه 8 آذر1388ساعت 17:7به قلم M<S>Z |

 نمیدونم وجود من به چه درد این دانشگاه میخوره بعد از 2 هفته دوندگی برای گرفتن مجوز انتقالی با جواب نه! مواجه شدم. این مطلب رو برای این نوشتم که به  اینا که پشت کنکورند و فکر میکنند تمام آمال و آرزو هاشون در دانشگاه براورده میشه و به قول خیلیا استعدادشون تو این محل شکوفا میشه بگم از این خواب خرگوشی بیدار شین.تمام دوران خوش آدم این چند سال پشت و نرسیده به این آشغال دونیه .البته قصد توهین به دانشجویان یا یه سری از اساتید ندارم .

آقا گول این فیلم های سینمایی رو نخورید که یه دانشگاه رو نشون میده با یه مشت دانشجو که دست تو دست هم دادند و دارند انگار تو دانشگاه هاروارد قدم میزنند . نه خیر به قول یکی از خوانندگان اینجا خبری از آجیل و کشمش نیستش.

ولی لازم به ذکره بگم همه ی دانشگاه ها مثل هم نیستند .مثلا نمونه بارزش دانشگاه آزاد شهر کرد که انتقالی گرفتن واسه این دانشگاه برای بچه هعای دانشگاه خوراسگون یه کابوس شده .اونجا یه محیط دلباز با درجه عقده ی کمتر و درصد بالای قبولی دانشجویان رو در بر داره .نه اینکه بگم اونجا به قول خودمون کیلویی نمره میدند ولی مثل این استادا تو خوراسگون نیستند که انگار از آدم ارث جد و آبادشونو طلبکارند.چند روز پیش از به نقل از یکی از استادامون شنیدم که دانشگاه خوراسگون رتبه ی یک رو تو O.F.I.C دریافت کرده و دانشگاه های معتبری مثل داشگاه :شریف و پلی تکنیک و علم و صنعت و اینا بعد از اون قرار دارند .خوب خداییش این باعث تعجب نیست که یه دانشگاه پشت کوه و وسط یه دهات بیابونی به نام خوراسگون رتبش اول میشه.از یه نظر دیگه هم حساب کنی متوجه میشی بیشتر اختراعات و المپیاد های علمی از اون دانشگاه ها سر در آوردند نه این کوره آجر پزی.بله اگه از دید این مرکز نا کجا آباد O.F.I.C بخوای نگاه کنی میفهمی رتبه بندی دانشگاه بر اساس نسبت استاد به دانشجو و امکانات دانشگاهه که ماشالا این خوراسگون غیر از ظاهر فریبی هیچ چی دیگه نداره .تمام دانشجو ها میگند که بیرونش مردم و کشته و توش خودمونو.آقا حرف زیاد نمیزنم ولی دوست ندارم کسی سر نوشتش مثل من و امثال من بشه.

من تو دانشگاه خوراسگون مهندسی کشاورزی علوم دامی میخونم و ترم آخر که چه عرض کنم در استانه ی ورود به 4 ساله دومم .اینجا رشته ها به چند دسته تقسیم میشند

1- رشته های آس مثل :دندون پزشکی- مامایی

2- رشته های با کلاس مثل: معماری – مهندسی صنایع غذایی- مهندسی گیاه پزشکی

3- رشته های آینده دار مثل :مهندسی زراعت-عمران- حقوق- حسابداری – زیست شناسی

 4- رشته های دهن پر کن مثل :زبان- مهندسی باغبانی – کامپیوتر  

5- رشته های الاف مثل : تربیت بدنی – محیط زیست –روانشناسی – مدیریت – تربیت معلم و.....

ولی چرا اسم از رشته ی خودم نبردم ؟

هان این علوم دامی جز هیچ کدوم از این ها نیست به دلایل زیر :

1-کلاس نداره

2-کثیف و بد بو

3-هر روز باید بایه مشت حیوون زبون نفهم که کارشون خوردن و خوابیدن و زاد و ولد سر و کله بزنی

4-آینده هم نداره چون فارق تحصیلان این رشته هم کاری جز (آقا بالاسری) و یه سری کار دیگه مثل امور دفتری ندارند

5-اگه کسی تو این دانشگاه بفهمه علوم دامی هستی روت یه ارازل و اوباش و بی تربیت حیوون بیشتر حساب نمیکنه هرچند قیافه درست و حسابی داشته باشی یا مغز متفکر علوم دامی باشی.

6-چون بعضی استاداش جنون مردودی دارند و دیر بجنبی کارت به 12 -14 ترم میفته.

7-خیلی بخوای شاخ قولو بشکنی باید چند سالی پیش اینا خر حمالی بکنی تا بذارنت تو یه دفتر فقط مهر و امضا کنی با شندر غاز حقوق بخور و نمیر.

در کل این علوم دامی دانشجوهاش خوب هستند ولی اسمشون بد دررفته از اینا زجر آورتر اینه که هر استاد تازه واردی بخواد بیاد بهمون درس بده از مدیر گروه گرفته تا بقیه استادا سفارش مخصوص میکنند که چه جوری با ما رفتار کنه بعد هم که یه اسکلی مثل من بخواد خودشو از این مهلکه نجات بده و بره یه دانشگاه دیگه برامون قانون مدار میشند .

تو رو خدا نگاه کن در اومده طرف به من میگه باید نامه از یه اعضای مجلس بیاری تا بذاریم انتقالی بگیری .

دلم میخواست بگم روم به دیوار آخه این دانشگاه چه   گ...ی  هست که من بخوام به واسه اون به کسی رو بندازم.

یکی نیست بگه آخه این حرفا به ریخت و قیافه دهاتی شما میاد اصلا .یکی از استادامونه که نمیخوام محیط این وبلاگ رو نجس کنم و اسمشو بیارم ..طرف شبا میره به میوه فروشی تو بد ترین جای اصفهان و روزا میا با یه قیافه در به داغون درس دادن به ما .من نمیخوام صد سال سیاه زیر دست یه همچین کثافت هایی چیزی بشم .اصلا طرز فکرشون علم رو برده زیر سوال .

به قول معروف از بس با این گاو وگوسفندا بودند اخلاق خودشونم از اونا خو گرفته .دیگه بد بخت تر از ما این دختر های علوم دامی که نمیدونم اینا دیگه چرا اومدند تو این رشته .یه بیلرسوت میپوشند و در درس تولید مثل اونام تلقیح مصنوعی انجام میدند.

نکبت به این رشته بگیره .

آخه دیگه همه اینا رو هم دروغ گفته باشم اینو خود استادمون گفت.

با این حال علوم دامیا درساشون که خوب نیست چون بر خلاف میل باطنی مثل بنده وارد این رشته شدند ولی درکنارش تو کارای دیگه استاد کارند.

خوب بهتره یه کم خفه شمو قلم رو به دست شما بدم.

 

+ نوشته شده در سه شنبه 3 آذر1388ساعت 17:28به قلم M<S>Z |

                              خشت اول چون نهد معمار کج تا ثریا میرود دیوار کج

                                              

خیلی خوبه که وقتی آدم میخواد حتی یه کار کوچیکم که انجام بده به عواقبش فکر کنه.

این همه درس خوندیم آخر یه رشته مذخرف و کثیف به نام علوم دامی قبول شدیم.حتی فکرشم نمیتونید بکنید که چقدر این رشته آشغالیه.....

ادامه ی اینو حتماً بخونید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 3 بهمن1387ساعت 19:38به قلم M<S>Z |


اگر شما یک پشت کنکوری یا یک دانشجوی جدیدالورود هستید بهشما توصیه میکنم که حتماً این وطلب را بخوانید و آن را به کار گیرید.
خواندن این مطلب اگر هم وقت شما را کمی بگیرد ولی ارزش این را دارد که جایگاه خودتان را از همین حالا معین کنید.
ادامه ی مطلب را حتماْ بخونید!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 10 مهر1387ساعت 5:36به قلم M<S>Z |

بعد از یه یک ماهی که داشتیم یه نفس راحت پس از اون همه امتحان بیخودی میکشیدیم دوباره روز از نو و روزی از نو بلاخره این دانشگاه کار خودشو شروع کرده و مشغول ثبت نام ابنترنتی و اونترنتیه ورودی های مختلفه .اما از روز های آغازی که تو آخرین هفته ی تابستون شروع شده براتون بگم انگار که اول مهر بود" تا پامونو تو اتوبوس دانشگاه گذاشتیم طبق معمول دختر خانم های بیکار و علاف که 50% از اون ها به خاطر پسر بازی و بلوتوث بازی و پک وپز و این حرفا اومده بودن کار خودشون و با گذاشتن آهنگ و بلند کردن صدای آن برای جلب توجه شروع کردن و 40% از اونا که برای تعریف کردن خاطرات چرخ زنی تو خیابون های "میر و نظر و توحید"اومده بودند باز هم برای جلب نظر آقایان زود باور بلند بلند صحبت میکردند .و جا داره که بگم 10% از اونا هم به دلیل ترس از استاد و خرخونی سر جاشون اومده بودند .

 

ما هم که یه سری دانشجوی آن تایم و کره مال داشتیم از ترس بر گذار شدن کلاسا درد مجبوری اومدیم.خلاصه بعد از این همه مقلته که کردم برم سراغ اصل ماجرا:

ماجرا از اینقرار بود که بعد از خلاصی از کلاس راهی خونه شدیم و بین راه یه سری از رفقا رو دیدیم که علاوه بر انکه کلاس نداشته بودند همین جوری اومده بودند دانشگاه ولی بعد فهمیدیم همین جوریام نیومدند .بیچاره ها مشغول طراحی و چاپ یه آگهی نامه که چه عرض کنم ...مشغول چاپ یه معرفی نامه از رشته ی پر برکت و پر نوع """علوم دامی """ هستند.ما هم حس فوضولی خودمون و به کار انداختیم و از ساعت 10 که مرخص شده بودیم تا ساعت 3.30 دنبال اونا راه افتادیم و قدم به قدم کاراشونو مناظره میکردیم..پر حرفی نباشه دیدیم که تو این معرفی نامه همه چیز دیده میشه :از تصویر استاد گران قدر آقای دکتر قیصری و طقیانی تا چهره کدر و تیره دانشجوی برتر علوم دامی در مرحلهی کارشناسی ارشد.و همچنین سخنانی چند از مدیر گروه علوم دامی جناب دکتر طباطبایی.

به چشمم چند تا چیز عجیب خورد :

اولیش چند تا سر تیتری بود از گفته های  این دانشجوی ارشد که نوشته  شده بود

اهداف علوم دامی:

گرایش های دام

و

و

و

.

.

دومیش یه سخن تا به حال نشنیده و مسخره آمیز که با حروف درشت پایان این معرفی نامه بود:

"اگر برای کسب مدرک  آمده اید انتخاب درستی نکرده اید""

آخه یکی بگه تا حالا شما آمار تو این دانشگاه گرفته اید که بفهمید چند هزاز تا آدم اینجا مشغول تحصیل هستند که برای تنها گرفتن مدرک اومدند.

برای مثال خودم یکی از این آدما .حالا شما منظورتون اینه که تو این رشته به راحتی مدرک نمیدیند.

مثال دوم که براتون بزنم از این حرف دکتر طباطبایی خنده دار تره:

پسر عمویه خودم الان 4 ساله که از این دانشگاه فارق شده و مدرک به اصطلاح مهندسیشم گرفته ...بماند که همین مهندسی کشاورزی ام جُکی شده برا خودش.....ولی این پسر عمویه ما 4 ساله که بعد از اون ماجرا سر کار ه رشتهی فارق شده ازش  نرفته که هیچ داره ویولون درس میده اونم نه  فقط تو اصفهان.من قصد پک و پز ندارم .میخوام به شما که نه چون خودتون آگاهید بلکه به این آقایون ثابت کنم که اون افرادی ام که  انتخاب درستی نکردند" به قول شما".. به یه نحوی این مدرک آشغالیه این دانشگاه رو که به درد ازدواج ...چشم و همچشمی وغیره میخوره رو گرفتند.

حالا تازه کجا شو دیدین. این رفقای ما داشتد برا این   ُامّت پول پرست که به نفع خودشونم تموم میشد معرفی نامه می نوشتند. تا مثل سال های قبل که دانشجوهای جدیدالورود تا فهمیدند تو این رشته از اول تا آخر با گاو و گوسفند دو کثافت سر کار دارند رفتند به رشته ی فضای سبز پیش نیاد.ولی این خانوما نیدونستند که رشتهی فضای سبز که از اسمشم پیداست آشغالی ترین رشته تو دانشگاه خوراسگونه .اون وقت این آقایان به ظاهر""" دُکـــــــــــــــتــُـــــــّـــــــــــــــر """"

به خاطر پرداخت هزینه ی 90 تا برگه که شاید 3 هزار تومنم نشه این 3 تا رو به بهونه ی یه امضاء بین خودشون پاسکاری میکردند...باور کنید که این سه نفر برا یه امضاء 30 -40 دفعه از 50 تا پله بالا پایین رفتند.ولی فکر نکنید که پولی به این سه تا میدند یا چیز دیگه.قصد این سه نفر شناخت بیشتر این رشته به داوطلبان است تا به آنها لقب های :علوم گاوی "علوم پی....."و گاوچرون و چوپون ندند. حق ام دارند وقتی بیشترین درس ها و مشکلترین رشته رو دارند. که اگه یکی از این افرادی که به اینا این جور القاب رو میده بتونه 2 واحد از اون درس ها رو پاس کنه حالیش میشه علوم دامی در سطح خود دام پزشکیه با این تفاوت که ما درمان نمیکنیم.

اینو نگفتم :

دو تا پسر اومدن پیش ما و گفتند که ما رفیقمون علوم دامی قبول شده ولی 3-4 تا درس هنز از پیش دانشگاهیش داره حالا میتونیم براش یه کار بکنیم ما هم با اینکه میدونستیم نمیتونند براش کاری بکنند فرستادیمشون پشی آقای ارژنگ "مسئول ساختمان آموزش علوم دامی"

کلی  پایه خنده بود این حرف چون ما که بلاخره نفر ۱۷ علوم دامی بودیم چه گلی به سر خودمون زدیم مای به حاله این بابا.

ولی به گمونم خودشونم خوراسگونی بودند و میدونستند که خوراسگونی جماعت از این دانشگاه دست خالی نمیره بیرون.

به امید دیدار تا روز های بعد که آقایان باز هم پا رو دم من گذاشتند.

+ نوشته شده در دوشنبه 25 شهریور1387ساعت 20:37به قلم M<S>Z |

از تمامی دانشجویان دانشگاه خوراسگان خواهشمندم برای اعتراض به دروس ارائه شده در ترم۸۷-۸۸

حتماْ نظر بدند

اینجا پاتوق شاکیان دانشگاه خوراسگونه

آخه یکی بگه این جه جور انتخاب واحدیه که نمیشه ۱۴ واحد درست و حسابی برداشت

+ نوشته شده در چهارشنبه 30 مرداد1387ساعت 1:35به قلم M<S>Z |

سیاست دانشگاه خوراسگان:

این دانشگاه با این همه اسم و رسمی که در کرده بالا ترین درصد مشروطی را در سال جاری داشته.

همانطور که از اسم این دانشگاه پیداست تمامی کارمندان و حدود ۷۰٪ از کارکنان و خدمه ی این دانشگاه خوراسگانی بوده .به همین جهت از رئیس محترم این دانشگاه آقای دکتر فروغی. گرفته تا مدیر گروه ها و امور مالی همه و همه با هم خویشاوندند.البته اشتباه نشود که بنده قصد هیچگونه توهین به این جنابان نداشته و اهالی خوراسگان هم انسان هایی شریف هستند.

نکته اینجاست که اگر شما اعتراضی به هر گونه در مورد هر استادی به آقای دکتر (ف...) یا آقای x یا y بکنید توسط همه ی آنها محکومید.

برای مثال فرض کنید شما از پسر یک قاضی شکایت به پدر آن ببرید خوب معلوم است که سرنوشت شما چه میشود.(این مثال اصلاْ ربطی به دولت جمهوری اسلامی ندارد.=> قابل توجه افراد فرصت طلب<=).

در این دانشگاه هم قضیه به همین منوال است.

یکی از این موارد را برای مثال خدمتتان عرض میکنم:

{در یک امتحان که ۹۰ تا تست +۳۰تا تست آزمایشگاه داره انصافاْ چند دقیقه وقت نیاز داره به علاوه وقتی refrence این درس حدود ۴۰۰صفحه باشه چند روز وقت نیاز داره.}

شاید باورتان نشه که حدود ۱۱نفر این درس را حذف و حدوداْ۲۲تفر از کل پنجاه و خورده ای این درس را افتادند.و حق هیچگونه اعتراضی را هم ندارند.

سیاست کلی دانشگاه های آزاد :

باتوجه به اینکه سالانه وزارت آموزش عالی ظرفیت دانشگاه های دولتی را بالا میبرد و کمتر کسی با این اوضاع احوال پکیده ی اقتصادی رو به دانشگاه آزاد می آورد لذا دانشگاه آزاد نیز بیکار ننشسته و به فکر پر کردن جیب مبارک میباشد به این صورت که با گرفتن امتحانات بسیار مشکل سعی در نگه داشتن سرمایه های خود میباشد (این مورد مذکور در دانشگاه های معتبر با اسم و رسم به وفور دیده میشود)

در دانشگاه های آزاد کشور که دارای رشته های فنی مهندسی و پزشکی می باشد اوضاع بیشتر وخیم شده چرا که دست کم هزینه ی آزمایشگاه یک درس تنها حدود

60.000 تومان میباشد.

ولی چه آزمایشگاهی .بنده در حال حاضر 10 آزمایشگاه از 5 رشته ی مختلف را سراغ دارم که به جای آزمایش در آنجا بیشتر تئوری درس میدن

برای اینکه به شما هم ثابت کنم از 20 دانشجوی فنی مهندسی بپرسید که امتحان آزمایشگاه را چرا در سر جلسه ی تئوری و اصلاً چرا عملی امتحان نمیگیرند.

دلیلش این است که شما در موقع امتحان عمی دستتان بازتر است

من خودم پدرم یکی از اساتید این دانشگاه ایشان خودش از زد و بند های این دانشگاه میگوید که یک شخص در دانشکده ی x به عنوان مدیر کلاس ها استخدام شده و دیپلم هم به زور دارد اما این شخص به دلیل همشهری بودن با آی دکتر (ف...) شده همه کاره.

من به جز پدرم یکی دیگر از خویشاوندان نزدیکم در این دانشگاه تدریس میکند و از خوش شانسی پست من هم به ایشان خورد .ایشان یک روز در جواب به چندی از دانشجویان ترم بالایی که در خواست امتحان آسانی را داشتند گفت که یک بار این کار را کرده ولی به جهت قبول شدن75% از دانشجویانش مورد انتقاد آقای دکتر (ف...)قرار گرفته .خود پدرم برای جلوگیری از اجهاف حق دانشجویانش فقط 10روز تمام مشغول حساب نمرات آنها در حد صدم آن هم با ماشین حساب مهندسی بود .شاید خیلی خنده دار باشد که از طرفی من به همراه 30...40 نفر باید از یک امتحان -9- بگیریم وحق هیچگونه اعتراضی نداشته باشیم از طرفی پدر خودم اینجوری باشه.تازه اونجام که گفتم پدرم در حد صدم نمره هاشو حساب میکنه فکر نکنید به کسی تا حالا نمره ی زیر 11 داده ایشان موقعیت دانشجویان آزاد را به گفته ی خودش درک میکند.به چندی ازدوستان ورودی 70-80-و81گفتم که شهریه ی ما 800.000تومان شده آنها هم با تعجب گفتند اگر شهریه ی یک ترم ما بالای 500.000تومان میشد در جا ترک تحصیل میکردیم تازه شما اگر درسی پاس نکردید که دیگه فـ ...بها

ولی ناگفته نماند آنهایی که در این امتحان درس خواندند افتادند و آقایونی که قلم را به امید شانس بر پاسخنامه نهادند ترک یاران گفتند.

با این حال بالا ترین نمره در این آزمون یک عدد 16 ؛یک نفر هم15 و بقیه ی علما در رنج 10 -12 بودند

پرونده ی این آقای دکتر عباسعلی قیصری استاد تغذیه ی دام و طیور در اینجا تمام نشده پس منتظر بقیشون هم باشید.

خواهشمندم شکایت ها و انتقادات و حتی بدو بیراهای خود را با من در میان بگذارید .

منتظرم....................

+ نوشته شده در دوشنبه 3 تیر1387ساعت 13:43به قلم M<S>Z |